درمان ریفلاکس می‌تواندکشنده باشد؟

درمان ریفلاکس می‌تواندکشنده باشد؟

۳۴۹
کامنت ۰
۱۱:۱۵ ۱۳۹۴/۰۵/۰۶
نتایج یک مطالعه جدید مطرح کرده که مهارکننده‌های پمپ پروتونی (PPI) بر عملکرد عروقی تاثیری منفی داشته و خطر بروز سکته قلبی را زیاد می‌کنند. البته این نتایج هنوز توسط کارآزمایی‌های بالینی تصادفی شده تایید نشده است.
پژوهشگران دانشگاه استنفورد با بررسی بیش از 16 میلیون مدرک بالینی مربوط به 9/2 میلیون نفر و با استفاده از یک روش تحلیلی نوین به این نتیجه رسیدند که مصرف مهار کننده‌های پمپ پروتونی، (و نه مسدود کننده‌های گیرندهH2 ) با افزایش خطر سکته مغزی همراه است. این خطر به‌ویژه در بیماران مصرف کننده مهارکننده‌های پمپ پروتونی که دچار ریفلاکس محتویات معده به مری بودند، بسیار بیشتر بوده و به 16 برابر می‌رسید. خطر مرگ و میر ناشی از بیماری‌های قلبی- عروقی نیز در مصرف‌کنندگان این دسته دارویی دو برابر سایرین بود.
اگرچه برخی ممکن است تصور کنند شاید مصرف مهارکننده‌های پمپ پروتونی در افراد مریض احوال‌تر شرکت کننده در مطالعه بیشتر بوده و این موضوع دلیل تفاوت بین دو گروه است، بررسی وضعیت گروهی از بیماران که به جای مهارکننده‌های پروتونی از مسدود کننده‌های گیرنده H2 استفاده می‌کردند، نشان داد خطر سکته مغزی در این افراد بیشتر از سایرین نیست. بدین ترتیب، صحت فرضیه فوق مورد تردید قرار گرفت. نتایج این مطالعه با یافته‌های حاصل از یک مطالعه کوهورت که روی افراد مبتلا به بیماری عروق کرونر به انجام رسیده، همخوانی دارد. در این پژوهش، بیمارانی که مهارکننده پمپ هیدروژنی به همراه کلوپیدوگرل دریافت کرده بودند، در مقایسه با سایر بیماران، عواقب بدتری داشتند. اما مطالعه جدید پیشنهاد می‌کند، خطر بروز این عوارض تنها محدود به بیماران دچار بیمارای عروق کرونر نشده و به افراد جمعیت عادی نیز تسری می‌یابد. نتایج این بررسی همچنین پزشکان را وا می‌دارد تا در هنگام تجویز داروها دقت بیشتری به خرج داده و با دید بازتری به عوارض جانبی بالقوه داروها بی‌اندیشند.
این یافته که مصرف PPI در افراد جمعیت عادی و حتی جوانان و کسانی که هیچ‌گونه داروی ضدپلاکتی مصرف نمی‌کنند نیز می‌تواند آسیب‌زا باشد، مطرح کننده وجود ساز و کارهای ناشناخته‌ای است که بدون اینکه مستقیما در تجمع پلاکتی دخالت کنند، بروز سکته مغزی را در بیماران بالا می‌برند. در همین راستا بررسی‌های سلولی - مولکولی و فیزیولوژیک جدید نشان دادهPPI ها فعالیت آنزیم دی‌متیل آرژیناز DDAH را مهار می‌کنند و از آنجا که این آنزیم نقش عمده‌ای در سلامت قلبی- عروقی افراد دارد، مکانیسم فوق می‌تواند مسئول افزایش خطر مشاهده شده در این مطالعه باشد. وظیفه آنزیم DDAH متابولیزه کردن ماده‌ای به نام ADMA است که یک مهار کننده رقابتی درونزاد برای نیتریک اکسید به شمار می‌آید. نیتریک اکسید اندوتلیالی در برقراری هموستاز عروقی نقش مهمی دارد و بنابراین در صورتی‌که داروهای مهارکننده پمپ هیدروژنی بتوانند مانع ساخته شدن این ماده شوند، قادر به ایجاد عوارض ناخواسته فوق نیز خواهند بود.
 

مزایا و معایب مهارکننده‌های پمپ هیدروژنی

دکتر لیپر متخصص طب عروق از دانشگاه استنفورد که محقق مسئول این مطالعه نیز بوده، می‌گوید: «PPIها داروهای بسیار موثر و رایجی هستند که حتی برای تهیه برخی از آنها نیاز به ارائه نسخه پزشک نیست. در حال حاضر ما پیشنهاد نمی‌کنیم که مردم از مصرف این داروها دست بکشند، بلکه به بیماران توصیه می‌کنیم که در هنگام تصمیم‌گیری، به دقت علت نیاز خود را به این دسته خاص دارویی مورد بازنگری قرار داده و وجود سایر عوامل خطرساز را در خود نیز مدنظر داشته باشند.»
صاحب‌نظران طب گوارش نیز با این پژوهشگر هم‌عقیده‌اند که نتایج فعلی، قطع مصرف این دسته از داروها را پیشنهاد نکرده و لزومی برای تغییر در نحوه درمان بیماران دچار بازگشت اسید معده به مری ایجاد نمی‌کنند. به نظر آنان رابطه‌ای که در این مطالعه آشکار شده، چندان قوی نبوده و ممکن است، تحت تاثیر عوامل مخدوش کننده دیگری مانند چاقی و‌... یا در اثر اشتباه گرفتن نشانه‌های ریفلاکس مری به معده به جای آنژین قلبی و تشخیص نادرست بیماری به دست آمده باشد. با این‌حال، متخصصان گوارش نیز بر جالب بودن نتایج این مطالعه اذعان دارند، اما اثبات وجود رابطه فوق را نیازمند انجام پژوهش‌های دقیق‌تر در آینده می‌دانند.
محققان این بررسی نیز بر این باورند که اثبات وجود این رابطه نیازمند انجام مطالعه‌ای تصادفی شده و آینده‌نگر است و در همین راستا به انجام مطالعه آزمایشی کوچکی به عنوان نمونه پرداخته‌اند که نتایج آن به زودی منتشر خواهد شد. اگرچه قدرت این مطالعه آزمایشی چندان زیاد نبوده، از وجود رابطه قابل‌توجهی بین مصرف مهار کننده‌های پمپ پروتونی و بروز انفارکتوس میوکارد خبر داده است. محققان این بررسی براین باورند که پژوهش آنان نمونه‌ای است که نشان می‌دهد تلفیق یافته‌های حاصل از مطالعات تجربی با رویکردهای استخراج اطلاعات، شیوه موفقی برای بررسی ایمنی داروهای مختلف در آینده به شمار می‌آید. تحلیل چنین اطلاعات عظیمی نقش به‌سزایی در ارتقای ایمنی دارویی خواهد داشت. به نظر نویسندگان این مقاله، اگر چنین الگوریتمی برای استخراج یافته‌ها از دهه‌های گذشته به کار گرفته شده بود، احتمالا ارتباط بین مصرف لانزوپرازول و بروز انفارکتوس میوکارد تا سال 2000 آشکار شده بود./

از پزشک بپرسید
در بحث شرکت کنید
ورود